Saturday, May 20, 2006

،دلم عجيب گرفته است


غروب بود....
صداي هوش گياهان به گوش مي آمد
مسافر آمده بودو روي صندلي راحتي
كنار چمن نشسته بود
"دلم گرفته
،دلم عجيب گرفته است
تمام راه به يك چيز فكر مي كردم
و رنگ دامنه ها هوش از سرم مي برد
خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود
چه دره هاي عجيبي !
و اسب
يادت هست
سپيد بودو مثل واژه پاكي
سكوت سبز چمن وار را چرا مي كرد.
و بعد،
غربت رنگين قريه هاي سر راه
و بعد تونل ها
دلم گرفته
....،دلم عجيب گرفته است
sohrab sepehri

6 Comments:

At 3:58 PM, Anonymous Anonymous said...

روزگار غریبی است نازنین

 
At 4:40 PM, Anonymous Anonymous said...

دلم گرفته
....،دلم عجيب گرفته است.

 
At 10:46 PM, Anonymous Anonymous said...

سپيد بودو مثل واژه پاكي
سكوت سبز چمن وار را چرا مي كرد
XXXOOOOXXXX

 
At 5:16 AM, Anonymous Anonymous said...

من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاريم ببينيم
آسمان هر کجا آیا
همین رنگ است

 
At 9:01 AM, Anonymous Anonymous said...

by the way!! this photo was taken very close to my place!!! the photo Rights Reserved!!!!!!!!!!!!

 
At 1:14 PM, Anonymous Anonymous said...

LoL
sure...

 

Post a Comment

<< Home