Monday, May 22, 2006

مي توانم

مي توانم كه خودم را بسرايم هر چند
نتوانم كه همانند قناري باشم

Saturday, May 20, 2006

،دلم عجيب گرفته است


غروب بود....
صداي هوش گياهان به گوش مي آمد
مسافر آمده بودو روي صندلي راحتي
كنار چمن نشسته بود
"دلم گرفته
،دلم عجيب گرفته است
تمام راه به يك چيز فكر مي كردم
و رنگ دامنه ها هوش از سرم مي برد
خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود
چه دره هاي عجيبي !
و اسب
يادت هست
سپيد بودو مثل واژه پاكي
سكوت سبز چمن وار را چرا مي كرد.
و بعد،
غربت رنگين قريه هاي سر راه
و بعد تونل ها
دلم گرفته
....،دلم عجيب گرفته است
sohrab sepehri

Tuesday, May 16, 2006

فرق من و تو ....



ديوانه ي نگاهي هستم كه خيالت به من مي اندازد
ديوانه ي سلامي هستم كه غرورت به من مي كند
ديوانه ي سكوتي هستم كه نگاهت دارد
من ديوانه ي تو هستم!
و تو ويران يك لبخند
ويران يك نگاه
ويران من..
فرق من و تو اينست...
من ديوانه ي ويراني تو هستم
تو ويران نگاه ديوانه ي من....
shidvash

Monday, May 15, 2006

تو را من چشم در راهم...


تو را من چشم در راهم
شباهنگام،
كه می گیرند در شاخ تلاجن، سايه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛
تو را من چشم در راهم
شباهنگام،
در آن دم كه بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند؛
در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پای سرو كوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی كاهم؛
تو را من چشم در راهم ...
نیما یوشیج

Thursday, May 11, 2006

!!!

Wednesday, May 10, 2006

.......

Tuesday, May 09, 2006

معرفت


معرفت در ديده اش يك حقه ي بازيگري ست
عشق در انديشه اش آبادي افسونگري ست
بارها خواندم به گوشش عشق را آسان مگير
باز در قعر صداقت,در هوايش ديگري ست
shidvash

Friday, May 05, 2006

نيست؟؟؟


بي گناهي كم گناهي نيست در ويران عشق
يوسف از دامان پاك خود به زندان مي رود

Thursday, May 04, 2006

كيه كه آخر ديونگي؟


كيه كه آخر ديونگي واسه چشات
كيه جز من كه مي ميره واسه لحن خنده هات
كي برات قصه مي گه,شبا كه خوابت نمي ره
كيه پا به پات مي ياد,وقتي كه بارون مي گيره
كيه وقتي تشنته,تو ابرا بلوا ميكنه
اگه يك جرعه بخواي,كويرو دريا مي كنه